نوشته دکتر مراد کاویانی راد، عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی و بنیانگذار رشته هیدروپلیتیک در ایران
چند روز پیش یکی از کانالهای رسانه ملی از کارشناسی دعوت کرده بود که موضوع ارتباط و تاثیر رادار بر آب و هوا را تایید کند. کارشناس نیز چند مفهوم و چند برداشت نامرتبط از جنگ اقلیمی را کنار هم قرار دادند که بله بین این دو ارتباط وجود دارد و پیشینهای پنجاه ساله در جهان دارد. تا در سایه این توجیهات، آن کانال محترم رسانه ملی بتواند شایعه افزایش بارشهای بهاری را با نابودی شماری از رادارهای آمریکایی توسط ایران در منطقه را به مخاطبان بقبولاند و از آن به عنوان دستاورد جنگ تحمیلی اخیر یاد کند.
برای فهم بهتر موضوع نیاز است که مفهوم جنگ اقلیمی، واشکافی شود.
درست است که گزارهای با عنوان جنگ اقلیمی وجود دارد اما این گزاره ناظر بر کشمکشها و درگیریهایی است که در نتیجه پیامدهای ویرانگر دگرشهای اقلیمی (مانند تهدید امنیت آب و امنیت غذایی) رخ میدهند. پیامد درهمتنیدگی دگرشهای اقلیمی و امنیت در قالب بررسی و واکاوی تأثیر خشکسالی و کمبود آب بر صلح و امنیت جهانی از مقیاس منطقهای تا کروی در دستور کار شورای امنیت قرار گرفته است.
بازتابهای تغییرات اقلیمی (تغییر در زمان، مکان، نوع و حجم بارش) در قالب بروز خشکسالیهای شدید و پیاپی که به کاهش منابع آب شیرین میانجامد، میتواند به پیدایش و گسترش تنشهای هیدروپلیتیک بین جوامع و کوچهای اجباری (پناهندگان آبوهوایی) بهعنوان ضریب تشدیدکننده تهدید بر گستره و ژرفای تنشها و ناامنیها موجود بیفزایند.
اما آن شکل از دگرش اقلیم که اخیرا در کشورمان در رسانه ملی و فضای مجازی بازتاب گستردهای یافته ناظر بر طرح جنگ اقلیمی به مثابه یک جنگ افزار در قالب عناوینی مانند ُربایش ابرها یا بهرهگیری از فناوریهایی مانند هارپ و اثرگذاری رادارها بر خشکسالی است.
مسئلهای که در شکل دستکاری عمدی آب و هوا یک منطقه یا کشور توسط دشمن نمود یافته و به خشکسالی و ناامنی آب انجامیده است. این در حالی است که هیچ مدرک علمی برای اثبات چنین ادعایی وجود ندارد. دیگر آنکه رادار فقط ابزاری پایش و هشدار است و هرگونه کنترل آبوهوا نیازمند میلیاردها وات، انرژی در گسترهای هزاران کیلومتری است که اساسا حوزه ماهواره فاقد چنین ظرفیت و کارکردی است.
این شایعه در میانه جنگ تحمیلی و پس از بارشهای مطلوب فروردین به تدریج اوج گرفت و گمانهزنیهای بسیاری بر سر علل آن پدید آمد. در این میان، برخی تصمیم گرفتند ذهنیتها را به سویی بکشانند که این حجم بارش، برونداد تخریب سامانههای راداری کنترل جوِ آمریکایی در منطقه توسط ایران است.
برابر گزارشها در روزهای پایانی فروردین ۱۴۰۵، میانگین بارش تجمعی کشور از ۲۱۰ میلیمتر گذشت که در سنجش با پارسال همین زمان 60 درصد افزایش نشان میدهد. این در حالی بود که بر پایه مدلهای پیشبینی فصلی، بارشهای اسفند و فروردین برای بیشتر مناطق ایران بالاتر از میانگین بلندمدت پیشبینی شده بود. دیگر آنکه طی یک دهه گذشته، تمرکز بارشها از پاییز به اسفند و فروردین جابجا شدهاند.
واقعیت آن است که میانگین ملی بارندگیها نمیتواند بازتاب نابرابریهای محلی و حوضهای بارشهای اخیر باشد. این در حالی است که برخی استانها (بیشتر در غرب کشور) درگیر سیلاب و برخی دیگر (۱۷ استان کشور بویژه تهران و استانهای مرکزی و شرقی) در بندِ کم بارشی و خشکسالیهای چند سال گذشتهاند.
از هر منظری که بنگریم تغییری در واقعیت ذاتی کم بارشی، اقلیم خشک و نیمه خشک این سرزمین متاثر از قرارگیری روی نوار بیابانی زمین و موقعیت جنبحارهای با نوسانهای بارشی شدید در شکل خشکسالی غالب و تَرسالی هرازگاهی در هزاران سال گذشته جنوب غرب آسیا ایجاد نمیکند که بخواهند بارشهای اخیر به پدیده نابودی رادارها در منطقه فروبکاهند و رادارها اساساً توان تأثیرگذاری بر سامانه را ندارد.
فناوریهای دستکاری بارش نیز نمیتوانند اقلیم را تغییر دهند که به خشکسالی یا ترسالی بینجامد و نمیتوان با تفسیر وارونه از تغییر اقلیم به جنگ اقلیم، معنای دستکاری اقلیمی را در ذهن مخاطبان پدید آورد و به این شایعه دامن زد.
فرانرمال بودن بارشهای اخیر نیز که از قبل پیشبینی شده بود و ارتباطی با ادعاهای غیرعلمی درباره تخریب رادارها ندارد. پس اگر هدف از دامن زدن به این شایعات، دستاوردسازی برای ملت طی جنگ تحمیلی اخیر است، دستاندرکاران محترم بدانند که مقاومت میهنی ایرانیان و سربازان میهن در برابر بزرگترین و مجهزترین ارتش متجاوز جهان، خود دستاورد بیمانندی است که با این دست اقدامات، واقعیت و افتخار این مقاومت میهنی را کم فروغ خواهند کرد.