شهره صدر ی- موسسه آب،محیط زیست و سلامت سازمان ملل اخیرا گزارشی در مورد اثرات فعالیت های معدنی تهیه کرده است که نگاهی به استخراج مواد معدنی حیاتی برای هوش مصنوعی و انرژی پاک دارد. نویسندگان این گزارش کاوه مدنی و آبراهام نونبوگو در مورد «مناطق قربانی» ایجاد شده در پی این فعالیتهای معدنی که به آب و سلامت فقرای جهان آسیب میرساند، هشدار میدهند.
کاوه مدنی: مدیر موسسه آب، محیط زیست و سلامت ، دانشگاه سازمان ملل متحد
آبراهام نونبوگو: محقق، موسسه آب، محیط زیست و سلامت ، دانشگاه سازمان ملل متحد
یک تناقض نگرانکننده در قلب گذار جهانی به آیندهای پاکتر، سبزتر و مبتنی بر فناوری وجود دارد: فناوریهای مدرن . همه چیز از هوش مصنوعی گرفته تا توربینهای بادی و همچنین تلفنهای همراه، وسایل نقلیه الکتریکی و سیستمهای دفاعی به مواد معدنی حیاتی وابسته هستند. اما بسیاری از جوامعی که این مواد معدنی در آنها استخراج میشوند، به دلیل استخراج، با آب آلوده و سلامت ضعیفتری مواجه میشوند.
لیتیوم باتریها را تغذیه میکند. کبالت آنها را تثبیت میکند. مس برق را حمل میکند. عناصر خاکی کمیاب، توربینهای بادی و دستگاههای دیجیتال را کارآمد و بادوام میکنند. هر یک از این عناصر برای فناوریهای انقلاب صنعتی چهارم ضروری هستند، اما سمی نیز هستند و برای استخراج به مقادیر زیادی آب نیاز دارند.
اما هر گذار و تغییری، ردپایی از خود بر جای میگذارد. پرسش ناخوشایند این است که آیا فناوریهای «پاک» امروزی واقعاً پاک هستند؟
ما به عنوان محققانی در موسسه آب، محیط زیست و سلامت دانشگاه سازمان ملل متحد، تأثیرات استخراج مواد معدنی حیاتی بر جوامع در سراسر جهان را مطالعه کردهایم. گزارش جدید ما نشان میدهد که چرا اگر زنجیرههای تأمین مواد معدنی حیاتی تحت نظارت و تنظیم قرار نگیرند، استخراج در نهایت به بدتر شدن زندگی برخی از فقیرترین مردم جهان منجر خواهد شد.
بر اساس تجربیات و تحقیقات ما، معتقدیم که اگر تغییرات عمدهای در نحوه مدیریت مواد معدنی حیاتی توسط کشورها، شرکتها و جوامع ایجاد نشود، بشریت با خطر بازتولید بیعدالتیهای دوران استخراج نفت مواجه خواهد شد، این بار با پیشرفتهای تکنولوژیکی که برای رسیدگی به مشکلاتی که سوختهای فسیلی ایجاد کردهاند، در نظر گرفته شدهاند.
پارادوکس گذار به پایداری
رقابت جهانی برای دستیابی به مواد معدنی حیاتی مانند لیتیوم، کبالت، مس، گرافیت و عناصر نادر خاکی در حال تبدیل شدن به یکی از چالشهای اساسی منابع در قرن بیستویکم است.
این مواد معدنی، نفت جدید هستند. آنها نیروی محرکه خودروهای برقی، توربینهای بادی، تلفنهای هوشمند، مراکز داده، شبکههای هوشمند و فناوریهای دفاعی بهکاررفته در جنگهای مدرن را فراهم میکنند.
پیشبینی میشود تقاضا برای مواد معدنی حیاتی تا سال ۲۰۵۰ چهار برابر شود. تقاضا برای لیتیوم، گرافیت و کبالت بهتنهایی ممکن است تا ۵۰۰ درصد افزایش یابد. تأمین این تقاضا مستلزم استخراجهای جدید و گستردهای خواهد بود؛ استخراجهایی که اغلب در کشورهای در حال توسعه و در مناطقی انجام میشوند که هماکنون با کمبود آب، ضعف در حکمرانی زیستمحیطی و آسیبپذیریهای عمیق اجتماعی روبهرو هستند.
این همان پارادوکس گذار پاک است: فناوریهایی که برای کاهش انتشار کربن طراحی شدهاند، میتوانند در بخشهای ثروتمند جهان منافع اقتصادی، زیستمحیطی و سلامت قابلتوجهی به همراه داشته باشند، اما در جاهای دیگر ناامنی آبی، آلودگی، خطرات بهداشتی و نابرابری را تشدید کنند.
این موضوع دلیلی برای کنار گذاشتن گذارهای انرژی و دیجیتال نیست، اما دلیلی جدی است برای دست کشیدن از این تصور که این گذارها بهطور خودکار پایدار هستند.
معدنکاری به ورشکستگی فزاینده آب کمک میکند
یکی از مهمترین تأثیرات استخراج مواد معدنی حیاتی، تأثیر آن بر آب است. استخراج مواد معدنی حیاتی بهشدت به آب نیاز دارد.
تولید تنها یک تُن لیتیوم بسته به محل و روش استخراج، میتواند نزدیک به دو میلیون لیتر آب مصرف کند. تنها در سال ۲۰۲۴، تولید جهانی لیتیوم به حدود ۴۵۶ میلیارد لیتر آب نیاز داشت. این معادل نیاز سالانه آب خانگی تقریباً ۶۲ میلیون نفر در کشورهای جنوب صحرای آفریقا است. در عین حال، بخش عمدهای از جهان با ورشکستگی آبی روبرو است، به این معنی که مردم و صنایع بیش از آنچه طبیعت میتواند جایگزین کند، از آب شیرین استفاده میکنند و این امر منجر به خسارات جبرانناپذیری به اکوسیستم میشود.
این فشارها انتزاعی نیستند. آنها بیشترین فشار را در مناطق خشک و نیمهخشک احساس میکنند، جایی که معدنکاری به سفرههای آب زیرزمینی و سیستمهای آب شور که بهکندی (یا اصلاً در مقیاس زمانی انسان) دوباره پر میشوند، تکیه میکند.
در مناطق خشکی مانند سالار آتاکاما در شیلی، فعالیتهای معدنی تا ۶۵ درصد از کل مصرف آب منطقهای را تشکیل میدهند و با کشاورزی و اکوسیستمها رقابت میکنند. سطح آبهای زیرزمینی کاهش یافته، تالابهای نمکی کوچک شدهاند و سفرههای آب شیرین به طور فزایندهای در معرض خطر تخلیه و آلودگی قرار دارند.

آلودگی آب مشکلاتی از این دست را تشدید میکند. معدنکاری مقادیر زیادی زباله سمی و فاضلاب حاوی فلزات سنگین، اسیدها و بقایای رادیواکتیو تولید میکند.
در سطح جهانی، حدود ۱۶ درصد از معادن مواد معدنی حیاتی در مناطقی قرار دارند که هماکنون با تنش شدید آبی مواجهاند. در چنین مکانهایی، استخراج بیشتر صرفاً یک فعالیت صنعتی نیست، بلکه ادعایی بر منابع آبی است که ممکن است از پیش نیز در آستانه فروپاشی باشند.
آلودگی این مشکل را تشدید میکند. فعالیتهای معدنی پسابهایی تولید میکنند که حاوی فلزات سنگین، اسیدها و محصولات جانبی سمی هستند. تولید عناصر نادر خاکی میتواند به ازای هر تُن ماده قابل استفاده، تا ۲ هزار تُن پسماند سمی ایجاد کند. هنگامی که پساب معدنی تصفیه نشود یا به طور نامناسب ذخیره شود، مواد شیمیایی میتوانند به آبهای زیرزمینی و آبراههها نفوذ کنند و سفرههای آب و رودخانهها را آلوده کنند. مواد معدنی کمیاب اغلب با ایجاد حوضچههای شستشو و افزودن مواد شیمیایی برای جداسازی فلزات استخراج میشوند. این امر رقابت با بخش کشاورزی و مصرف خانگی را تشدید کرده و باعث تسریع در تخلیه آبهای زیرزمینی میشود.
در برخی از نقاط جهان، رودخانههای نزدیک معادن کبالت و مس آنقدر اسیدی شدهاند که جوامع دیگر نمیتوانند از آب آنها بنوشند. ذخایر ماهی از بین رفته و زمینهای کشاورزی مسموم شدهاند. ناامنی آب دیگر یک عارضه جانبی معدنکاری نیست؛ بلکه یک هزینه سیستماتیک است.
بحرانهای بهداشتی پنهان در زنجیرههای تأمین
جوامعی که در نزدیکی این سایتهای استخراج زندگی میکنند، گزارش میدهند که افرادی از بیماریهای پوستی، بیماریهای دستگاه گوارش، مشکلات سلامت باروری و بیماریهای مزمن مرتبط با قرار گرفتن طولانی مدت در معرض فلزات سنگین در آب و خاک آلوده رنج میبرند.
کشورهایی مانند جمهوری دموکراتیک کنگو، شیلی، بولیوی و پرو، بسیاری از مواد خامی را که موجب امکان انرژی پاک و رشد دیجیتال در اقتصادهای ثروتمندتر میشوند، تأمین میکنند. با این حال، جوامع محلی اغلب با آب آلوده، کاهش تولید مواد غذایی، وخامت اوضاع سلامتی و انزوای اقتصادی پایدار روبرو هستند.
شواهد حاصل از مناطق معدنی در جمهوری دموکراتیک کنگو مشهودتر است. مطالعات، میزان بالای سقط جنین، ناهنجاریهای مادرزادی و مرگ و میر نوزادان را در میان جمعیتهایی که در معرض محیطهای آلوده به کبالت و سایر فلزات قرار دارند، مستند میکند. بخشهای زایمان در جنوب جمهوری دموکراتیک کنگو که نزدیک به عملیات معدنی هستند، نقصهای مادرزادی را به طور قابل توجهی بیشتر از مناطق دورتر گزارش میدهند.

در جوامع نزدیک به عملیات معدنی، ساکنان در مورد اینکه چگونه زنان و دخترانی که در نزدیکی سایتهای استخراج کبالت و مس زندگی میکنند، دچار مشکلات سلامت زنان، از جمله عفونتها، بینظمیهای قاعدگی، سقط جنین و ناباروری شدهاند، صحبت میکنند. این خطرات با تماس طولانی مدت با آب آلوده مرتبط است و با دسترسی محدود به بهداشت و مراقبتهای بهداشتی تشدید میشود.
به همین دلیل است که زبان یک گذار «سبز» یا «پاک» در مناطق معدنی میتواند توخالی به نظر برسد. یک راننده در لسآنجلس یا لندن ممکن است خودروی برقی را تجربهای از حملونقل پاکتر ببیند. یک کشاورز در نزدیکی یک حوضه آبریز که با کمبود آب مواجه شده، ممکن است همین گذار را بهعنوان فشاری بیشتر بر یک سفره آب زیرزمینی در حال کاهش، تجربه کند. هر دو واقعیت میتوانند همزمان درست باشند.
مسئله این نیست که آیا جهان باید انرژی پاک و تحول دیجیتال را دنبال کند یا نه؛ بلکه جهان باید این مسیر را دنبال کند. مسئله این است که آیا مدل فعلی، خطای قدیمی را تکرار میکند: استخراج ارزش از مناطق آسیبپذیر و در عین حال، صدور منافع به مناطق دیگر.
در منطقه آنتوفاگاستا در شیلی، مرگ و میر ناشی از سرطان بالاترین میزان را در کشور دارد. میزان سرطان ریه تقریباً سه برابر میانگین ملی است. پزشکان این منطقه همچنین از افزایش موارد اختلالات عصبی و رشدی خبر میدهند که آن را به قرار گرفتن زودهنگام در معرض آب و هوای آلوده مرتبط میدانند.
تخمین زده میشود که هزاران کودک در معادن کبالت دستساز در جمهوری دموکراتیک کنگو مشغول به کار هستند. در معادن غیررسمی، آنها ممکن است بدون تجهیزات حفاظتی در معرض گرد و غبار کبالت و سایر مواد خطرناک قرار گیرند.
این خطرات سلامتی به دلیل سیستمهای ضعیف آب، بهداشت و مراقبتهای بهداشتی افزایش مییابد. تا سال ۲۰۲۴، تنها حدود یک سوم از مردم جمهوری دموکراتیک کنگو حداقل از خدمات اولیه آب آشامیدنی برخوردار بودهاند.
نفت، مناطق «قربانی» را در خاورمیانه ایجاد کرد. مواد معدنی حیاتی، مناطق جدیدی را در آفریقا و آمریکای جنوبی ایجاد میکنند. جوامعی که در نزدیکی سایتهای معدنی زندگی میکنند، ممکن است با افزایش خطر ابتلا به بیماریهای پوستی، بیماریهای تنفسی، اختلالات تولید مثل و نقایص هنگام تولد، بهویژه در میان زنان و کودکان، مواجه شوند. آب آلوده همچنین سیستمهای بهداشت و نظافت را تضعیف کرده و آسیبپذیری در برابر بیماریهای عفونی و ناتوانی طولانیمدت را افزایش میدهد.
ریسک تجاری
برای کسبوکارها، دولتها و سرمایهگذاران، این تنها یک مسئله اخلاقی نیست، بلکه یک ریسک سیستمی است.
کمبود آب، تخریب محیطزیست و مخالفت جوامع میتواند منجر به تأخیر در پروژهها، اختلال در زنجیرههای تأمین و افزایش هزینهها شود. حکمرانی ضعیف و آلودگی میتواند شرکتها را در معرض آسیبهای اعتباری، دعاوی حقوقی و واکنش منفی سرمایهگذاران قرار دهد. مهمتر از همه، تصور ریاکاری میتواند اعتماد عمومی به خودِ گذار را از بین ببرد. معرفی فناوریها بهعنوان پاک، در حالی که آسیبها در جاهای دیگر تحمل میشوند، پایهای مستحکم برای تحول بلندمدت نیست.
این مشکلات را شرکتهای منفرد به تنهایی نیز نمیتوانند حل کنند. تنش آبی، آلودگی و بیعدالتیهای زیستمحیطی، مسائلی محلی و مجزا نیستند؛ بلکه در زنجیرههای تأمین جهانی، بازارهای مالی و الگوهای مصرف ریشه دواندهاند. از آنجا که منافعِ این حوزهها همگانی است، مسئولیت آنها نیز بر عهده همگان است.
هزینههای غذایی ناشی از گذار انرژی
مشکلات آب ناشی از استخراج مواد معدنی حیاتی نیز تهدیدی بزرگ برای سیستمهای غذایی محلی محسوب میشود. در پرو، استخراج روی، حوزه آبخیز کوناس را آلوده کرده است. رواناب، آبی را که برای آبیاری محصولات کشاورزی و تأمین آب دامها استفاده میشود، آلوده میکند.
در منطقه یونی بولیوی، استخراج لیتیوم منجر به کمبود مداوم آب شده است که کشت کینوا، یک محصول اساسی برای رژیمهای غذایی و اقتصادهای محلی، را به طور فزایندهای دشوار میکند. در سراسر «مثلث لیتیوم» گستردهتر آرژانتین، شیلی و بولیوی، استخراج لیتیوم باعث کاهش دسترسی به آب برای محصولات کشاورزی و حیوانات مزرعه شده است.
الگوهای مشابهی در بخشهایی از جمهوری دموکراتیک کنگو و زامبیا مشهود است. در هر دو کشور، رودخانههای آلوده به کاهش ذخایر ماهی و بیماریهای دامی کمک کردهاند و به خانوارهایی که در حال حاضر برای تأمین غذای خود با مشکل مواجه هستند، آسیب رساندهاند.
راههایی برای محافظت از جوامع معدنی
نوآوری و پیشرفتهای فناوری پتانسیل انجام کارهای مفید را دارند. اما ما معتقدیم که یک گذار عادلانه و پایدار به انرژی و فن آوری نیازمند اقدامات آگاهانه برای جلوگیری از ایجاد «مناطق قربانی» است، مکانهایی که در آنها رفاه انسان و محیط زیست برای پیشرفتهای فناوری معامله میشود.
یک گزینه، ایجاد حاکمیت بینالمللی قویتر است. حرکت فراتر از دستورالعملهای داوطلبانه به سمت قوانین الزامآور بینالمللی، مانند معاهدات، قوانین لازمالاجرای بررسی دقیق زنجیره تأمین، استانداردهای اجباری زیستمحیطی و حقوق بشر برای عملیات معدنکاری، و احتمالاً ایجاد یک اتحادیه جهانی مواد معدنی که مواد معدنی حیاتی را به عنوان داراییهای مشترک سیارهای مدیریت کند، میتواند حفاظت از آب، کنترل آلودگی و حقوق بشر را در سراسر زنجیرههای تأمین مواد معدنی بهبود بخشد.
شرکتها همچنین میتوانند در فناوریهای معدنی کممصرفتر سرمایهگذاری کنند. آنها میتوانند کنترل فاضلاب خود را تشدید کرده و نظارت و گزارشدهی مستقل زیستمحیطی را گسترش دهند.
نگاه مدیریتی که به جوامع محلی و بومی صدای قویتری میدهد، سهم منصفانهای در مزایا و مدیریت مشترک واقعی منابع را به آنها میدهد، میتواند توازن بیشتری بین اینکه چه کسی قدرت دارد و چه کسی ریسک را متحمل میشود، برقرار کند.
در سمت مصرف، افزایش طول عمر محصولات، گسترش بازیافت و تشویق به کاهش وابستگی به مواد معدنی تازه استخراج شده، فشار بر مناطق کم آب را کاهش میدهد.
برای افرادی که از این فناوریها استفاده میکنند، هزینههای اجتماعی و زیستمحیطی نهفته در زنجیرههای تأمین مواد معدنی حیاتی اغلب از دید و ذهن پنهان است. آشکار کردن این تأثیرات میتواند مصرفکنندگان را قادر سازد تا انتخابهای آگاهانهای داشته باشند و در بررسی دقیقتر رویههای شرکتها مشارکت کنند.
مواد معدنی حیاتی برای پیشبرد پایداری ضروری هستند. اما اگر فناوریهای پاکتر به گونهای ساخته شوند که منجر به رودخانههای آلوده، کودکان بیمار و جوامع محروم شود، این گذار به وعدههای خود عمل نخواهد کرد.

به سوی اقتصاد معدنیِ عادلانهتر
مسیر هوشمندانهتری نیز وجود دارد. نخست اینکه جهان باید از «دستورالعملهای داوطلبانه» و «خوداظهاری شرکتها» فراتر رود. برای مدیریت مصرف آب، کنترل آلودگی و رعایت استانداردهای حقوق بشر، به ضوابط بینالمللیِ قویتری نیاز است. گزارشدهیِ شفاف و قابلمقایسه در مورد مصرف و آلودگی آب باید به یک هنجار تبدیل شود، بهویژه در مناطقی که در معرض خطر بالا قرار دارند.
دوم اینکه نوآوری باید بتواند «ردپای آب» در فرآیندهای استخراج را کاهش دهد. روشهای کمآببر، از جمله «استخراج مستقیم لیتیم»، میتوانند به کاهش تقاضا برای آب شیرین کمک کنند. همچنین، راهکارهای بازیافت و اقتصاد چرخشی میتوانند با بازیابی مواد معدنی از باتریهای مستعمل، لوازم الکترونیکی و سایر محصولاتِ در پایانِ عمر، فشار بر استخراجِ معادن جدید را کاهش دهند.
سوم اینکه جوامعی که تحت تأثیر قرار میگیرند باید بهعنوان ذینفعان در نظر گرفته شوند، نه موانع. مشورتهای واقعی و مؤثر، غرامت منصفانه و سرمایهگذاریِ مستمر در زیرساختهای محلی آب، بهداشت و سلامت ضروری است. وقتی جوامع دسترسی خود را به آب سالم از دست میدهند، در حالی که دیگران از منافع «فناوریهای پاک» بهرهمند میشوند، نمیتوان واقعاً به «مجوز اجتماعیِ فعالیت» دل بست.
در نهایت، مسئولیت نباید به همان درِ معدن ختم شود. مصرفکنندگان، سرمایهگذاران و بازارها با ایجاد تقاضا برای خودروهای برقی، دستگاههای دیجیتال و خدماتِ مبتنی بر دادههای زیاد، استخراج را پیش میبرند. محصولاتی که عمر طولانیتر دارند و قابلِ تعمیرند، شفافیت قویتر در زنجیره تأمین و استانداردهای بهتر میتوانند به بازطراحی این نظام کمک کنند.
آینده شاید برقی و دیجیتال باشد. اما این بهخودیِ خود به معنای عادلانه بودن، پاک بودن یا پایدار بودن نیست.
یک گذار واقعاً پاک باید میزان آبی را که مصرف میکند، آلودگیای را که بر جای میگذارد و همچنین جوامعی را که از آنها خواسته میشود هزینه را تحمل کنند، در نظر بگیرد. اینکه قرن بیستویکم دوباره همان اشتباهات استخراجمحورِ گذشته را تکرار کند یا نه، انتخابی است.