آب کالای عمومی جهانی در برابر آب منبع ژئوپلیتیک

یادداشت- شقایق متقی- آب شیرین یکی از کمیاب ترین و همینطور حیاتی ترین منابع طبیعی است. در حالی که نظریه های محیط زیستی و حقوق بین الملل آن را به عنوان کالای عمومی جهانی در نظر میگیرند، واقعیت ژئوپلیتیک نشان میدهد که آب در بسیاری از مناطق به عنوان ابزار قدرت و رقابت به کار گرفته میشود. این دوگانگی میان همکاری و رقابت یکی از مباحث محوری در دیپلماسی آب معاصر است.

کالای عمومی جهانی کالایی است که همگان به آن نیاز دارند، مصرف یک طرف مانع از مصرف طرف دیگر نمیشود و نمیتوان کسی را از بهره مندی آن کنار گذاشت. نمونه هایی از این کالای عمومی جهانی عبارت است از: جو زمین، تنوع زیستی، صلح بین المللی، آب نیز به دلیل ضرورت حیاتی برای بقای انسان چنین جایگاهی دارد.

از این رو لازم است به پیامدهای در نظر گرفتن آب به عنوان کالای عمومی جهانی توجه کرد. پیامدهای این امر عبارت است از:

  • ضرورت شکل گیری رژیم های بین المللی برای حفاظت و توزیع منصفانه آب.
  • تاکید بر حق دسترسی به آب آشامیدنی به عنوان بخشی از حقوق بشر.
  • ترویج همکاری های علمی، فناوری و مالی برای مدیریت پایدار منابع آبی.

با این حال، در عمل، آب به ویژه منابع مشترک فرامرزی به عنوان منبع قدرت سیاسی، ابزار فشار اقتصادی و حتی عامل بازدارندگی امنیتی نیز محسوب میشود که به عنوان آب منبع ژئوپلیتیک شناخته میشود ، که میتوان نمونه های زیر را نام برد:

رود نیل: اختلاف مصر و اتیوپی بر سر النهضه.

رود سند: استفاده هند و پاکستان از پیمان آب سند به عنوان اهرم فشار سیاسی.

رود هیرمند: مناقشه ایران و افغانستان بر سر حق آبه.

از پیامدهای تلقی کردن آب به عنوان منبع ژئوپلیتیک میتوان به مواردی از جمله تبدیل منابع آب به موضوع چانه زنی ژئوپلیتیک، احتمال شدید منازعات و جنگ های آب در مناطق خشک، بهره گیری از دیپلماسی آب به عنوان بخشی از راهبرد امنیت ملی کشورهاو بررسی تنش میان دو رویکرد مذکور.

از سطح نظری حقوق بین الملل آب (کنوانسیون 1997 سازمان ملل) بر مدیریت مشترک و منصفانه تاکید دارد، اما دولتها به منطق حاکمیت ملی و اولویتهای ژئوپلیتیک تکیه میکنند و در سطح عملی، در حالی که نهادهای جهانی و سازمانهای توسعه ای تلاش میکنند که آب را کالای مشترک بدانند، کشورها غالبا آن را منبع استراتژیک میبینند که میتواند جایگاه منطقه ای و قدرت چانه زنی شان را تقویت کند.

شایان ذکر است که هیچ یک از این دو نگاه به تنهایی کافی نیست. از یک سو، بحران های اقلیمی و فشار جمعیتی، همکاری های فراملی بر سر آب را اجتناب ناپذیر خواهد کرد. از سوی دیگر، منطق قدرت و رقابت ژئوپلیتیک همواره در سیاست آب نقش آفرین خواهد بود. بنابراین، دیپلماسی آب باید میان حفظ آب به عنوان کالای عمومی جهانی و پذیرش واقعیت ژئوپلیتیک آن تعادل برقرار کند.

در آخر آنکه، آب نه صرفا برای همکاری جهانی است و نه صرفا ابزاری برای رقابت قدرتها، بلکه در نقطه تلاقی این دو بعد قرار دارد. رویکرد پژوهشی به این مسئله باید بر طراحی نهادها و سازوکارهایی متمرکز باشد که هم نیازهای مشترک بشری را برآورده سازند و هم نگرانی های امنیتی و ژئوپلیتیک کشورها را به رسمیت بشناسند.

شقایقی متقی ، عضو کمیته زنان انجمن دیپلماسی آب ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *