شهره صدری- باران رحمتی الهی برای سرزمین خشکی مانند ایران است. ولی همین رحمت الهی در شهری مانند اهواز بارها باعث جریان سیل در شهر شده است. در تمام سالهای گذشته و مساله سیل در پی بارندگی در اهواز، متاسفانه کاری برای مهار آن از سوی مسئولین انجام نشده است.
به گزارش روزنامه خوزی ها، اگر خشکسالی ها و درک کمبود آب در میان مردم نبود شاید بارش های اخیر شهر اهواز بیش از همیشه دردناک می نمود. آن هم بعد از این همه سال تلاش یا قولهای مساعد برای بهبود شرایط آب گرفتگی شهری.
هر بار که ابرهای سیاه بر آسمان شهرمان ظاهر میشوند، شعف استقبال از رحمت آسمانی چندان طول نکشیده و متاسفانه موجی از نگرانی و هراس در دل مردم مینشیند. ترسی که ریشه در تجربههای تلخ گذشته دارد. بارانی نه چندان سیلآسا، بلکه بارشی نسبتاً معمولی، کافی است تا خیابانها و معابر این کلانشهر جنوبی به کانالهایی خطرناک تبدیل شوند، رفتوآمدها مختل گردد، دارایی مردم به آب بسته و گاه جانها به مخاطره افتد. این صحنهای تکراری است که هر سال و با هر بارندگی اندکی شدید، خود را تکرار میکند و مردم اهواز را به اعتراضی آشنا و خسته وامیدارد.
این آبگرفتگیهای مکرر و سیستماتیک، چیزی جز زنگ خطری بزرگ برای مدیریت شهری و نشانهای از بیتوجهی به سرنوشت این شهر و ساکنانش نیست. ریشه این معضل کهنه را باید در کجای نقشههای توسعه جستجو کرد؟بدون تردید اولین مقصر، سیستم فرسوده و ناکارآمد زهکشی و جمعآوری آبهای سطحی است. شبکهای که ظرفیتی کمتر از نیاز واقعی شهر دارد و سالهاست با کمترین بهروزرسانی یا تاخیرات اجرایی و کمبود منابع مالی مواجه شده است.
رشد شهرنشینی و گسترش بیضابطه ساختوساز بدون توجه به شبکههای زیرساختی، بر پیچیدگی مشکل افزوده است. در بسیاری از نقاط، مجاری طبیعی خروج آب نیز مسدود یا به محلی برای تخلیه نخاله و زباله تبدیل شدهاند. از سوی دیگر، موضوع شیببندی و طراحی صحیح معابر در مرحله اجرا یا نادیده گرفته میشود یا تحت تاثیر پروژههای عمرانی مختلف مخدوش میگردد.
پدیدهای به نام تراکم فروشی و ساخت و سازهای بیرویه، پهنههای سبز و زمینهای نفوذپذیر طبیعی شهر را به بتن و آسفالت تبدیل کرده و مانع نفوذ آب به خاک میشود. همه این عوامل دست به دست هم میدهند تا هر قطره باران به عاملی برای تخریب و دردسر بدل شود.
اما این بحران تنها به مختل شدن ترافیک محدود نمی گردد. آبگرفتگی معابر، آسیبهای اقتصادی سنگینی به بدنه تجاری شهر و خودروهای شهروندان وارد میآورد. همچنین سلامت عمومی با راکد ماندن آبهای آلوده و گسترش بیماریها در برخی نقاط بویژه حاشیه شهر تهدید می شود. شرایط حاضر امنیت جانی عابران و خودروها را به خطر میاندازد و روان شهروندانی را که مجبورند هر بار با استرس سیلاب داخلی شهر دست و پنجه نرم کنند، خسته و آزرده میسازد.
این وضعیت برای شهری با اقلیمی خاص مانند اهواز که بارندگیهای رگباری در آن دور از انتظار نیست، یک شوخی نیست. یک معضل جدی مدیریتی است. پرسش اینجاست که چرا پس از سالها و با وجود اعتراضات مکرر، این مشکل حلنشده باقی مانده است؟ آیا ارادهای قاطع برای اختصاص بودجههای کافی و استفاده از دانش و فناوری روز برای بازطراحی اساسی شبکههای زهکشی شهری وجود دارد؟ آیا نظارتی بر اجرای صحیح طرحهای جامع شهری با محوریت حل مشکل آبگرفتگی حاکم است؟ یا همچنان به راهکارهای مقطعی و سطحی بسنده خواهد شد؟
مردم اهواز به همان اندازه که با گرمای طاقتفرسا و گردوغبار زندگی میکنند، حق دارند از یک سیستم مدیریت شهری کارآمد که بتواند باران را مدیریت کند نیز بهرهمند باشند. نمی گوئیم تا کنون تلاش صورت نگرفته و قدردان زحمات هستیم لیکن باور کنید، دیگر زمان عذر و بهانهتراشی به پایان رسیده است. هر بارندگی بعدی ممکن است خساراتی جبرانناپذیر به همراه آورد. اهواز نیازمند یک عملیات نجات بزرگ و همهجانبه برای رهایی از چنگال آبگرفتگی است. نجات این شهر از آب، تنها با زدودن گیری های مدیریتی و فرسودگی تفکر برنامهریزی ممکن خواهد بود. اگر فکری اساسی نشود، شاید روزی حقیقتاً باید گفت: اهواز را آب برد.