شهره صدری – تحقیقات در مورد استخراج طلا نشان میدهد که تأثیرات اجتماعی درون و مرتبط با این صنعت بسیار فراتر از مسائل معمول کارگری در زنجیرههای تأمین جهانی است. پاسخ این مشکلات سیستماتیک چیست؟
طبق گزارش شورای جهانی طلا، هر ساله حدود ۳۰۰۰ تن طلا از زمین استخراج میشود. این شورا تخمین میزند که در طول تاریخ مدرن، ۱۹۰ تا ۴۰۰ تن طلا استخراج شده است که بیشتر آن (حدود دو سوم) از دهه ۱۹۵۰ استخراج شده است.تاریخ مدرن دورهای در تاریخنگاری جهان است که به دنبال قرون وسطی (دوران پساکلاسیک اروپا) آغاز میشود و شامل جنبشهای فرهنگی، عقلانی و اجتماعی متعددی است. به طور معمول، این دوره از اوایل قرن ۱۶ میلادی آغاز شده و تا قرن ۲۰ میلادی ادامه مییابد.
با وجود اینکه تاکنون چقدر طلا استخراج شده است – تقریباً همه آنها در ذخایر روی زمین وجود دارند، زیرا طلا عملاً غیرقابل تخریب و به راحتی قابل بازیافت است – تقاضا برای طلای تازه استخراج شده همچنان قوی است. بخش جواهرات بزرگترین کاربر صنعتی آن است و سالانه تقریباً نیمی از کل طلای تازه استخراج شده را مصرف میکند. بخش فناوری سالانه حدود ۸ درصد از آن را مصرف میکند، اما بخش مالی و دولتها هستند که بیشتر بقیه را مصرف میکنند.
در بسیاری از فرهنگها، طلا نمادی از ثروت، تجمل و عشق است، چه به شکل حلقه ازدواج، شمعدان، شمش یا آیفون. اما مانند بسیاری از چیزهایی که مصرف میکنیم، فرآیند تولید طلا مملو از تأثیرات منفی اجتماعی، زیستمحیطی و اقتصادی است. بیعدالتی، تخریب و نابرابری، نه تنها استثنا نیستند، بلکه از ویژگیهای سیستمی این صنعت هستند.
تأثیرات اجتماعی، زیستمحیطی و اقتصادی استخراج طلا
تحقیقات در مورد استخراج طلا نشان میدهد که تأثیرات اجتماعی درون و مرتبط با این صنعت بسیار فراتر از مسائلی است که به مسائل عادی کار در زنجیرههای تأمین جهانی تبدیل شدهاند (مثلاً دستمزد پایین، اضافه کاری بدون حقوق، ساعات طولانی و کمبود تجهیزات و آموزش ایمنی). این تأثیرات، در واقع، از وحشتناکترین مواردی هستند که میتوان تصور کرد. اگرچه نیروی کار بسیار کمی در عملیات معدنکاری در مقیاس بزرگ دخیل است، اما شرایط کار در معادن دستی و کوچک، که تخمین زده میشود 10 تا 15 میلیون نفر در سراسر جهان در آن کار میکنند، فوقالعاده خطرناک و حتی کشنده است. بخش عمدهای از این بخش غیررسمی و در بسیاری از موارد غیرقانونی است، به این معنی که تا حد زیادی بدون نظارت است. ریزش معادن و تأثیرات سمی استفاده از جیوه بر سلامت، مشکلات رایجی هستند، همانطور که بدترین اشکال کار کودکان و خشونت جنسی علیه دختران و زنان نیز رایج هستند. برخی تحقیقات حتی نشان دادهاند که استخراج طلا با قاچاق انسان مرتبط است، و البته، اطلاعات و یافته ها به خوبی نشان داده است که طلا، به عنوان یک «ماده معدنی مورد مناقشه» در جمهوری دموکراتیک کنگو و کشورهای همسایه استخراج میشود. این ماده با ارزش بودجه درگیریهای مسلحانه و خشونت را در این منطقه تأمین میکند. تحقیقات نشان میدهد که این مشکلات محدود به این منطقه نیست.
خارج از نیروی کار، سرکوب خشونتآمیز کسانی که در جوامع خود در برابر عملیات جدید معدنکاری در مقیاس بزرگ مقاومت میکنند، به خوبی مستند شده است. در برخی موارد، فعالان و رهبران جامعه دستگیر، تحت پیگرد قانونی، ضرب و شتم و حتی به قتل رسیدهاند. بر اساس تحقیقات انجام شده در اکوادور توسط دکتر ماریا فرناندو سولیز، کل جوامع از زمینهای خود رانده شده و مجبور به جابجایی شدهاند که این امر معیشت، شیوه زندگی، پیوندهای اجتماعی را مختل کرده و باعث آسیبهای روانی-اجتماعی به بزرگسالان و کودکان میشود. آلودگی سمی زمین و آبراههها نتیجه مستقیم استخراج طلا و به طور کلی بخش معدن است و تأثیر فاجعهباری بر اکوسیستمها، کشاورزی و ماهیگیران و سلامت عمومی دارد.

اگرچه گفتمان توسعه معمولاً توسط سرمایهگذاران و دولتها برای توجیه عملیات جدید استخراج معادن در مقیاس بزرگ استفاده میشود، تحقیقات نشان میدهد که به دلیل ترکیبی از عوامل از جمله دستمزدهای پایین، مشوقها و یارانههای مالیاتی و فساد و رشوهخواری، تأثیر مثبت اقتصادی استخراج معادن در مقیاس بزرگ بر اکثر جوامع معدنچی طلا در بهترین حالت ناچیز است (به تحقیقات ماریانا گومز سوتو در مورد استخراج طلا در کلمبیا مراجعه کنید).
حکمرانی خوب و مقررات، راه حل بسیاری از این مشکلات هستند. چرا این مشکلات وجود دارند؟
خب، مانند هر کالای معاصری که تاریخ آن ریشه در استعمار دارد (قهوه، نیشکر، چای و شکلات نمونههای کلیدی هستند)، بیعدالتی و نابرابری در روابط اجتماعی و اقتصادی که تولید و زنجیرههای ارزش جهانی طلا را ساختار میدهند، ریشه دوانده است. حکمرانی در این صنعت، مانند بخش معدن به طور کلی و بسیاری از موارد در حکمرانیها، همیشه از بالا به پایین بوده و برای برآورده کردن خواستهها و منافع کسانی که در بالای زنجیره ارزش قرار دارند، طراحی شده است.
تحقیقات انستیتوی محیط زیست استکهلم و همچنین سایر مطالعات نشان میدهد که حکمرانی ضعیف، ناکارآمد و ناعادلانه (یا فقدان هرگونه حکمرانی) یک مسئله حیاتی در بخش معدن جهانی است (به تحقیقات راسموس کلوکر لارسن، توبی گاردنر و کلودیا استرامبو مراجعه کنید).
تأثیرات اجتماعی و زیستمحیطی که در بالا توضیح داده شد، گواه این واقعیت است که دولتها در کشورهای تولیدکننده در اجرای قوانین موجود برای اداره این بخش کوتاهی میکنند. ماهیت سیستماتیک مشوقهای مالیاتی و یارانهها به شرکتهای معدنی نشان میدهد که دولتها همچنین در تضمین اینکه شهروندان به درستی برای ثروت معدنی که در جوامع و ملتهایشان نگهداری میشود، جبران میشوند، کوتاهی میکنند.
علاوه بر این، تحقیقات ذکر شده در بالا نشان میدهد که جوامع – به ویژه جوامع بومی – تا حد زیادی از فرآیند برنامهریزی برای توسعههای جدید معدنکاری در مقیاس بزرگ کنار گذاشته میشوند. و اغلب، هنگامی که نظرات آنها مورد توجه قرار می گیرد، دیدگاهها، دانش و نگرانیهای آنها در مورد تأثیرات اجتماعی، زیستمحیطی و اقتصادی به حاشیه رانده شده و نادیده گرفته شده است، به طوری که تاثیر آنها بیاهمیت میشود.
همه اینها نشان میدهد که حاکمیت، مسئله حیاتی پشت مشکلات سیستماتیک در معدن طلا و بخش معدن بزرگتر است. تحقیقاتی که به این سؤالات میپردازند که چه موانعی بر سر راه توسعه حاکمیت عادلانه و فراگیر و مقررات قوی و مؤثر وجود دارد، باید در اولویت قرار گیرد.